خواجه نصير الدين الطوسي

195

آغاز و انجام ( فارسي )

همين رئيس است . چون تبصره در بيان اين نكتهء مهم كه متمم آن مطلب بسيار شريف قبل از آنست دانسته شد گوييم : مفكره وصف و عنوان عقل است در حالى كه مستعمل قوهء متصرفه است كه در اين حال وصف و عنوان متفكره از آن قوهء متصرفه است و گاهى اطلاق مفكره بر خود متصرفه نيز كرده‌اند . بيانش اين كه قوهء متصرفه كارش تركيب محسوسات بعضى به بعضى است ، و تفصيل محسوسات بعضى از بعضى ، حال بدان كه اين قوهء متصرفه را كه كارش تركيب و تفصيل است در اصطلاح كتب طب آن را بطور اطلاق مفكره نامند ، و لكن در كتب معقول اگر قوهء متصرفه را وهم استعمال كند متخيله نامند و وهم را مخيله و لكن نه باطلاق بلكه در حالى كه مستعمل قوهء متصرفه است . و همين قوهء متصرفه را متفكره گويند در وقتى كه عقل مستعمل اوست چنان كه شيخ در فصل پنجم تعليم سادس كليات قانون ( ص 147 و 148 طبع وزيرى ) گويد : القوة النفسانية تشتمل على قوتين هى كالجنس إحداهما قوة مدركة ، الى قوله : و القوة المدركة فى الباطن أعنى الحيوانية و هى كالجنس لقوى خمس احديها القوة التى تسمى الحس المشترك ، و الثانية القوة التى يسميها الاطباء مفكرة ، و المحققون يسمونها تارة متخيله ، و تارة مفكرة فان استعملتها القوة الوهمية الحيوانية سموها متخيلة ، و ان اقبلت عليها القوة النطقية و صرفتها على ما ينتفع هى به منها سميت مفكرة ! و نيز در فصل اول مقالهء چهارم نفس شفاء در اثبات قوهء متصرفة و متفكره و متخيله بودنش گويد :